... کاش مرگت فیلم بود .. تا زندگی ات ..
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 0:18  توسط بابک فارسی
|
... نمان پدر اینجا .. ارزان تر می شوی هر روز ..
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 14:8  توسط بابک فارسی
|
... صفرم .. صفری گنده با تو پاک نمی شوم ..
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 12:45  توسط بابک فارسی
|
... جای پایت قایم شده اینجا .. لای گل های این قالی ..
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 21:31  توسط بابک فارسی
|
... یک روز می گندی آخر .. از خود راضی ..
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 11:15  توسط بابک فارسی
|
... پدر آنجاست مادر .. پایت را بردار ..
+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 20:58  توسط بابک فارسی
|
... می خواهد مرا گاهی .. عین دم پائی اش ..
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 22:4  توسط بابک فارسی
|
... گل روسری ات کافی بود .. گل چرا آوردی ..
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 22:1  توسط بابک فارسی
|
... مسمومیت .. از زندگی ..
+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 22:37  توسط بابک فارسی
|
... قلبی ویلائی .. بازسازی کامل.. تخلیه .. آماده محضر..
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 23:55  توسط بابک فارسی
|